کاربری
کاربر گرامی به انجمن دانشجویان دانشگاه پیام نور خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:

 دانلود نمونه سوالات آزمونهای فراگیر پیام نور
فروشگاه نمونه سوالات پیام نور
اخبار پیام نور

نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: داستان های کوتاه

  1. #1
    مدیر بخش
    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    جنسیت
    آقا
    رشته تحصیلی

    مهندسی صنایع-مهندسی مالی
    مقطع تحصیل
    کارشناسی ارشد
    دانشگاه محل تحصیل
    دانشگاه آزاد واحد علی آباد کتول
    محل سکونت
    گرگان
    نوشته ها
    365
    تشکر ها
    104
    از این کاربر 282 بار در 214 ارسال تشکر شده است.

    داستان های کوتاه


    به نام خدا

    با سلام خدمت شما دانشجویان یا خوانندگان عزیز

    در این قسمت داستان های کوتاه در اختیار شما قرار می گیرد.

    خداوند اراده ام را به زمان کودکی بازگرداند همان زمان که برای یکبار

    ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم .

  2. #2
    مدیر بخش
    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    جنسیت
    آقا
    رشته تحصیلی

    مهندسی صنایع-مهندسی مالی
    مقطع تحصیل
    کارشناسی ارشد
    دانشگاه محل تحصیل
    دانشگاه آزاد واحد علی آباد کتول
    محل سکونت
    گرگان
    نوشته ها
    365
    تشکر ها
    104
    از این کاربر 282 بار در 214 ارسال تشکر شده است.

    رنج یا موهبت

    آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسید
    تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته باشی؟
    آهنگر سر به زیر اورد و گفت
    وقتی که میخواهم وسیله آهنی بسازم،یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم.سپس آنرا روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواه درآید.اگر به صورت دلخواهم درآمد،می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود،اگر نه آنرا کنار میگذارم.همین موصوع باعث شده است که همیشه به درگاه خدا دعا کنم که خدایا ، مرا در کوره های رنج قرار ده ،اما کنار نگذار....

    خداوند اراده ام را به زمان کودکی بازگرداند همان زمان که برای یکبار

    ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم .

  3. #3
    مدیر بخش
    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    جنسیت
    آقا
    رشته تحصیلی

    مهندسی صنایع-مهندسی مالی
    مقطع تحصیل
    کارشناسی ارشد
    دانشگاه محل تحصیل
    دانشگاه آزاد واحد علی آباد کتول
    محل سکونت
    گرگان
    نوشته ها
    365
    تشکر ها
    104
    از این کاربر 282 بار در 214 ارسال تشکر شده است.

    تصمیم مهم

    در یکی از روستـاهای ایتالیـا، پسر بچه شـروری بود که دیگران را با سخنـان زشتش خیلی ناراحت می کرد.
    روزی پدرش جعبه ای پر از میخ به پسر داد و به او گفت: هر بار که کسی را با حرفهایت ناراحت کردی، یکی از این میخها را به دیوار انبار بکوب.
    روز اول، پسرک بیست میخ به دیوار کوبید. پدر از او خواست تا سعی کند تعداد دفعاتی که دیگران را می آزارد ، کم کند. پسرک تلاشش را کرد و تعداد میخهای کوبیده شده به دیوار کمتر و کمتر شد.
    یک روز پدرش به او پیشنهاد کرد تا هر بار که توانست از کسی بابت حرفهایش معذرت خواهی کند، یکی از میخها را از دیوار بیرون بیاورد.
    روزها گذشت تا اینکه یک روز پسرک پیش پدرش آمد و با شادی گفت: بابا، امروز تمام میخها را از دیوار بیرون آوردم!
    پدر دست پسرش را گرفت و با هم به انبار رفتند، پدر نگاهی به دیوار انداخت و گفت: آفرین پسرم! کار خوبی انجام دادی. اما به سوراخهای دیوار نگاه کن. دیوار دیگر مثل گذشته صاف و تمیز نیست. وقتی تو عصبانی می شوی و با حرفهایت دیگران را می رنجانی، آن حرفها هم چنین آثاری بر انسانها می گذارند. تو می توانی چاقویی در دل انسانی فرو کنی و آن را بیرون آوری، اما هـزاران بـار عذرخواهـی هم نمی تواند زخم ایجاد شده را خوب کند.
    خداوند اراده ام را به زمان کودکی بازگرداند همان زمان که برای یکبار

    ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم .

  4. #4
    مدیر بخش
    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    جنسیت
    آقا
    رشته تحصیلی

    مهندسی صنایع-مهندسی مالی
    مقطع تحصیل
    کارشناسی ارشد
    دانشگاه محل تحصیل
    دانشگاه آزاد واحد علی آباد کتول
    محل سکونت
    گرگان
    نوشته ها
    365
    تشکر ها
    104
    از این کاربر 282 بار در 214 ارسال تشکر شده است.

    گاو و خوک

    خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی.اما در موردمن چی؟...من همه چیزخودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می کنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی آید. علتش چیست؟می دانی جواب گاو چه بود؟ جوابش این بود:شاید علتش این باشد که هر چه من می دهم در زمان حیاتم می دهم.

    کاربر مقابل از mohammad عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


    خداوند اراده ام را به زمان کودکی بازگرداند همان زمان که برای یکبار

    ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم .

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

پایگاه خبری دانشجویان پیام نور (پیام نورنا) در مهرماه سال 88 با هدف بهبود سطح دانش و کمک به دانشجویان پیام نور تاسیس گردید .پیام نورنا وابسته به هیچ نهادی نمی باشد و به صورت کاملا مستقل فعالیت می کند. تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران هستیم و مفتخریم که بزرگترین جامعه مجازی دانشجویان پیام نور در سطح اینترنت هستیم

ارسال پیام به مدیر سایت
ابزار ها
بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید: