چکیده
اطلاق جامعه فئودالی در تمام سرزمین قرون وسطی که نظامی است بر پایه زمین داری و بهره کشی از طبقات پایین جامع در ایران دوره صفوی با نام ارباب و رعیتی شناخته شد که در این نظام ها عموما" طبقات پایین جامعه را به عنوان رعیت در نظر می گرفتند. هر کدام از این نظامها دارای ساختار اجتماعی خاص خود بوده اند . مناسبات ارضی در این نظامها تحت تأثیر شرایط خاص فئودال ها و نظام ارباب و رعیتی دارای ارزش های اقتصادی و حتی در پاره ای سیاسی توانسته است جامعه خود را به سمت آرامش ویا زوال سوق دهد.
این مقاله با استفاده از روش تطبیقی به بررسی مناسبات ارضی در ایران عصر صفوی و اروپای قرون وسطی با استناد به منابع تاریخی می پردازد.

واژگان کلیدی:
جامعه فئودالی-ایران دوره صفوی-قرون وسطی-مناسبات ارضی











مقدمه:
در ساختار اقتصادی دوره صفویه . کشاورزی نقش بسیار مهمی ایفا می کرد و دیگر فعالیت های اقتصادی در مرتبه بعدی قرار داشتند . توجه به این بخش به این دلیل است که بخش مهمی از صادرات ایران دوره صفوی به طور مستقیم و یا غیر مستقیم با کشاورزی در ارتباط بوده است و ساختار اجتماعی صفویه هرمی شکل بود یعنی شاه در رأس هرم قرار داشت . فرمانروایی عادل که رعایایش در پناه آن می زیستند.صاحب منصبان عمده دولت صفوی ارکان دولت بودند و وزیر در رأس دیوانسالاری ملقب به اعتمادالدوله بود و مردم عادی در قاعده هرم قرار داشتند که شامل دهقانان مناطق روستایی .صنعتگران.دکانداران.و تجار کوچک شهرها بودند.با وجود این تعبیر از این حکومت و با توجه به اینکه صفویه بر پایه مذهب شیعه بنیان گذاری و ساخته شده بود نظام حاکم بر اراضی نظام ارباب و رعیتی و به صورت دیوانسالارانه بود و مالکان بزرگ بر زمین ها نظارت داشتند .
در بحث زمین داری آسیایی و مشخصا" زمین داری در دوره صفویه در قرن شانزده میلادی گسترش عمده از زمین های خالصه رخ داد.در اروپا و در قرون وسطی این نظام تأثیر خود را با نام نظام اقتصادی- اجتماعی (فئودالیسم) گذاشته است.فئودالیسم از قرن پنجم تا قرون پانزده وشانزده در اروپا حاکم بود. در این سیستم در هر قسمت بزرگ از اراضی کشور املاک در تصرف اشراف فئودال یا زمین دار قرار داشت که در واقع زمین از طرف شاه یا زمین داری که سینیور نام داشت به او واگذار می شد . وظیفه فئودال صاحب املاک در برابر پادشاه یا سینیور این بود که با پرداخت مبلغی پول و مالیات یا تهیه سرباز و سپاه به هنگام جنگ شامل می شد .رعیت هایی که در اختیار اشراف فئودال بودند این رعیت ها وابسته به زمین بوده و بازمین خرید و فروش می شد (سرف) نام داشتند . فئودالیسم با ظهور رنسانس و سرمایه سالاری عصر جدید تقریبا" منقرض شد.
علت انتخاب موضوع تبیین ساختار اجتماعی و اقتصادی در ایران دوره صفوی چگونه با نظام فئودال اروپایی در یک ماهیت کلی مورد ارزیابی مورخان قرارگرفته که در دو سوال به صورت فرضیه ای و اصلی مطرح می شود.
سوال اصلی:آیا نظام فئودالیسم اروپایی را می توان بر ایران دوره صفویه منطبق نمود؟
فرضیه : نظام فئودالیسم را نمی توان به طور کامل بر این دوره و کلا" بر تاریخ ایران منطبق نمود بلکه می توان گفت در ایران مناسبات ارضی مبتنی بر ارباب و رعیت حاکم بود..

روش تحقیق: کتابخانه ای توصیفی-تبیینی
هدف تحقیق:تبیین مقایسه وضعیت دهقانان دوره صفویه با دهقانان قرون وسطی

وضعیت دهقانان در دوره صفویه
اداره زمین های خالصه که مستقیما" اداره می شد به عهده وزیر پایتخت و به اصطلاح (وزیر اصفهان) مثلا" زمین هایی که به مدت یکسال اجاره یا انتقال داده می شد توسط وزیر کار انتقالی به دهقانان داده می شد و لازم بود و در ابتدا بذر مساعده و اعانه نقدی به دهقانان بدهد و زمان برداشت محصول وجه مساعده و مونت را پس گیرد یکی دیگر از وظایف او این بود که برای محلی که رعیت نداشت رعیتتعیین نماید زراعت زمین را به رعیت بسپارد .(ان لمبتون.1377.ص320)
در شهر هایی کهبه موجب راهسازی مردان در سال را چند روز به بیگاری می گذراندند و کسانی که قادر به این کار نبودند مبلغی را می پرداختند که کار آنها را کسانی که اجیر می شدند انجام دهند ولی طبقاتی مانند معلمان. روحانیون . سربازان و پاسبانان از این کار معاف بودند. اعمال قدرت حکومت برای مردم طبقات پایین تحمیل زور بود .دهقانان نیز وابسته به زمین بودند و بجز مالیات زمین به صورت نقدی و جنسی مجبور به آماده کردن سرباز هم می شدند این جزء مالیاتهای تحمیلی از طرف ساکنان به دهقانان بود.
در اکثر نقاط وضع برای دهقانان فرق میکرد .روابط مالک و زارع با توجه به فصل و داشتن امکانات زراعی را تقسیم میکردند مثلا" در فارس هر سال قبل از بذر افشانی در فصل زمستان زمین را به تعداد جفت های گاو بین دهقانان برای زراعت تقسیم می کردند و زمین های آبی را که در جوکان به صورت دائم به دهقانان سپرده می شد به صورت توارث ادامه داشت مگر اینکه نسل آن خانواده منقرض می شد که به خانواده بیگانه ای منتقل می شد .بهره مالکانه در شیراز دو سوم حاصل بود و در جوکان نیمی از محصول را به مالک می دادند و در آذربایجان بر اساس گفته های فریزر دهقانان بر حسب عرف و عادت از نوعی تأمین برخورداربود(ان لمبتون.1377.ص 320 )دهقانان در این صورت حق داشتند که در زمینهایی که حصه خود اوست زراعت کنند و این حق را به این خاطر نمی توان ار او گرفت زیرا در زمین هایی که وطن خود اوست زراعت می کند مالک هم وقتی می دید که زارع بهره مالکانه را می دهد نمی تواند او را از ده اخراج کند و در عین حال زارع یا رعیت هم نمی تواند به میل خود بر زمین های خود بیفزاید مگر اینکه آب بدست آورد که بتواند زمین های بایر را زراعت یا اینکه حق زراعت کسی که حاضر به فروش آن است را با شرایط طرفین بخرد.
در سالهای آغازین حکومت صفوی کشاورزی در ایران از رشد کافی برخوردار گردید . سیاست مناسب شاه عباس در برابر دهقانان و مالکین اراضی کشاورزی و امنیت موجود در کشور سبب رشد و شکوفایی کشاورزی ایران شد .جهانگردان اروپایی از جمله شاردن در مورد توسعه شبکه های آبیاری در ایران می گوید: در ایران رشد شبکه های آبیاری و باز سازی کاریز ها به سرعت صورت می گیرد و هم چنین او معتقد است در فن اکتشافات و هدایت آب هیچ مردمی بهه پای ایران نمی رسند(ان لمبتون.1377.ص325 )
در مورد زمین هایی که به روش مزارعه بود مالک به بدترین وجهی با زارع معامله می کرد .شاردن می گوید مالکان برای بهره بیشتر از زارعان از نیرنگ های فراوانی استفاده می کردند.دهقانان نسبتا" در رفاه بودند حتی می گوید دهقانان ایرانی در مقایسه با دهقانان اروپایی وضعیت بهتری داشتند هر چند اروپایی ها از زمین های حاصلخیزی برخوردار بودند .شاردن گواه این مطلب را در پوشش خوب لباس و کفش های آنان و هم چنین استفاده زنان از گردن بند و دستبند های طلا و نقره را بیان می کند.و مأموران حکومتی برای اینکه باری سنگین بر دوش آنها بنهند با آنان بد رفتاری می کردند و در املاک خالصه واملاک اعیان دهقانان را به بیگاری مجبور می کردند.(ان لمبتون.1377.ص215 )
حق سنتی رعایا در تظلم به شاه وسیله مطمئنی برای حفاظت مردم در برابر ظلم دیوانیان بود (راجر سیوری.1372.ص 175)
بنا براین اصل هر کس مورد تظلم خواهی از مقام سلطنت واقع شود یعنی زمانی که افراد مورد ظلم حکام تابعه قرار گرفتند فرد برای رسیدگی به حق خود از حق تظلم به شاه استفاده می کردند و هنگامی که به دربار رسید مطمئن است که به حالش رسیدگی می شود و این روش را در ساختار اجتماعی عصر صفوی کاملا" طبیعی و مناسب می دانستند.
مناسبات ارضی در دوره صفویه
در زمان شاه اسماعیل بر اساس ایلیاتی و عشایری پایه گذاری شده بود . اکثریت مطلق حامیان شاه اسماعیل عبارت بودند از عشایر آسیای میانه . سوریه و ارمنستان . در زمان شاه طهماسب مملکت به صورت غیر مستقیم اداره می شد . حکومت های ولایتی از بسیاری جهات شبیه به اقطاعات دیوانی دوره سلجوقیان بود ولی در زمان شاه عباس در مبانی قدرت صفویه تغییراتی به وجود آمد که دیگر به قوای عشیره و ایل متکی نبود و بر سربازان گرجی و ارمنی که اسلام آورده بودند متکی بود .مزد این سربازان هم از املاک خاصه یعنی خالصه یا همان املاک پادشاهی را به تیول می دادند . در مورد قشون ثابت هر یک از تیولها را به چند دسته از سپاهیان می دادند نه به هر یک از افراد خانواده (ان.لمبتون .1377.ص 217 )
در دوره صفویه اقطاعات به چند دسته کلی معین تقسیم می شد و در مورد همه آنها اصطلاح تیول بکار می رفت اقطاع التملیک و اقطاع الاستغلال در مورد تیول صفوی هم دیده می شود.در قدیم اعطای اقطاع التملیک بنا بر این عقیده بود که زراعت باید توسعه و رواج یابد.
شاردن ادعا می کند که در رعایت مصالح شاه سخت اهمال می ورزند و به طور کلی عواید تیولها عملا" سه چهار برابر مبالغ برآوردی است. یکی از سفیران ونیزی می گوید: عده بیشماری از دهات و املاک وسیع را بابت مزدی که سواران می گرفتند سالیانه 100 دوکات بود هر چند درآمد هایشان بیش از اینهاست. آنان خود زمین را زراعت می کنند وعواید آن را به دست می آوردند سه برابر مزد مقرر آنان است (ان. لمبتون.1377. ص 221)
شاردن قایل به دو دسته مهم از زمین است و آن عبارتست از موقوفات ودیگری املاک خصوصی متعلق به اشخاص صفویه بسیاری از املاک را وقف مقاصد خیریه بخصوص بقاع متبرکه ی شیعه و از همه بالاتر آستانه امام رضا و حضرت معصومه در قم کردند( ان. لمبتون. 1377.ص 222)
در زمان شاه عباس اول بیشتر از دوره های دیگر صفویه به املاک وقفی اضافه شد.به عقیده شاردن املاک خصوصی متعلق به اشخاص همان املاک 99 ساله به آنان اجاره داده می شد . شاردن هم چنین می نویسد که تیولهای موروثی معروف به سیورغال را از محل اوقاف خانوادگی به خانواده های سر شناس مذهبی می بخشیدند.( ان . لمبتون. 1377.ص 227)
هرچند این تیولهای موروثی به نسل ها به واسطه حقی که برای آنها تعریف شده بود به وراث می رسید ولی با این همه سیورغالها جزء زمین های وقفی نبوده بلکه سیورغالهای دیگری هم از زمین های بایر یا زمین های خالصه اعطا می شد زمین های موات چون بر حسب جایی که در آن واقع می شد یا به دیوان یا به شاه تعلق می گرفت و معمولا" املاک دیوانی هم به خاطر اینکه شاه می توانست مالک آنها باشد آنها را به زمین های خالصه تبدیل می کرد.
کشاورزی در ایران دوره صفوی همیشه متأثر از محدودیت های شدید اقلیمی و تأمین آب بوده و هست .در بیشتر اراضی کشور بسیاری از محصولات تنها با آبیاری قابل کشت هست و در آن بخش هایی که بعضی محصولات و به طور عمده غلات را می توان با تکیه بر آب باران کشت کرد. حاصل شاید فقط یک چهارم حاصل اراضی آبیاری شده است (راجر سیوری. 1372ص 184)
در مورد زمین های پیرامون اصفهان به جای روش مزارعه . مالیات نقدی برقرار بود و زارعان بهره مالکانه را نقدا" پرداخت می کردند زیرا بیشتر زمین ها به کشت تره بار اختصاص داشت . از زمین های اطراف اصفهان بابت هر جریب 30 اکو
(66 تومان) وصول می شد.( ان .لمبتون. 1377.ص 247)
سیاست گذاری نادرست دولت در اواخر دوره صفوی با توجه به اینکه ایران در این دوره به دلیل بارش کم باران با کمبود آب مواجه بود موجب ایجاد سستی و رکود در کشاورزی می شد و افزایش مداوم مالیات از سوی دولت و فشار مالکان بر دهقانان باعث رکود کشاورزی در ایران در این دوره گردید.
نظام فئودالی چگونه نظامی است؟
نظام فئودالیسم نظامی اقتصادی _احتماعی است که در نتیجه فروپاشی جامعه برده داری یا در نتیجه فروپاشی کمون اولیه به وجود آمد و تقریبا" در سراسر سرزمین های جهان با ویژگی مخصوص خود وجود داشته است.(مارک بلوخ.ص220.ج1)
فئودالیسم اروپایی
فئودالیسم اروپایی در جنبه های مختلف قرون وسطایی نشو و نما یافته است. شکی نیست که فئودالیسم مخلوق پایان یافتن آخرین تجاوزات یا دست کم پایان آن تجاوزات بوده است. نخستین جلوه های فئودالیسم در اواسط قرن یازدهم واقع شده است فئودالیته دو دوران متوالی دارد که دوره اول با پیوند انسان با انسان در قسمت هایی که عبارتند از :1-تراکم جمعیت 2-ارتباطات 3-تجارت و پول رایج . در دوران دوم با انقلاب اقتصادی تأثیر گذاشته است.
فئودالیسم چیست وچگونه به وجود آمد؟
تعریف های زیادی برای واژه فئودال وجود دارد از جمله بنیامین ژراژ می گوید":اساس جامعه فئودالی زمین است در حالی که ژاک فلاش می گوید اساس آن انسان است.نظام فئودالی طرح ریزی نشده بود بلکه در اثر واکنش به آشفتگی اجتماعی پیامد سقوط امپراتوری روم نشو ونما و گسترش یافت . قرون وسطی از آغاز تا پایان خصوصا"در دوران فئودالی زیر سایه تقاص و انتقامجویی خصوصی سپری شده است.(مارک بلوخ. ص223.ج1)در فئودالیسم اروپایی تهاجمات ژرمنی را نباید نادیده گرفت و این عاملی است که دو جامعه را در مراحل مختلف توسعه جبرا" با هم متحد شاخت و توانست از لحاظ فکر ی واجتماعی این جامعه ها را از روش های ابتدایی در آورده وبالاخره جامعه فئودالی در فضای آخرین حملات بربرها توسعه یافت.

ویژگی بنیادی فئودالیسم
روابط واقعی فئودالی هنگامی توسعه یافت که روابط خویشاوندی تأثیر خود را از دست داد وکمرنگ شد .با توجه به تفاوتی که جامعه فئودالی با جامعه خویشاوندی و جامعه تحت الحمایه دولت داشت در عوض هم جانشین آن ها شد و هم رنگ آنها را بر چهره خود حفظ کرد پس فئودالیسم نتیجه انحلال جوامع قدیمی است.(مارک بلوخ.1363ص187.ج1)
پیوند انسان با انسان. واسالگری و فیف
از لحاظ سلسله مراتب اجتماعی که فئودالیسم در اروپا به وجود آورد عبارتند ار:
1-هوماژ واسال(آدم آدم دیگری بودن)
2-بنفیت و فیف(تیول گذاری)
3-مانورها(مرتبه پاییناجتماعی در نظام فئودال)
هوماژواسال
این واژه برای نشان دادن نفس وابستگی شخصی در هر دو زبان رومی و ژرمن مصطلح بود و در مورد افراد طبقات مختلف اجتماعی بدون ذکر ملیت دقیق با دیگر وابستگی هایش اطلاق می شود(مارک بلوخ.ص257.ج1).در این حالت طی مراسمی دو مرد رویاروی یکدیگر قرار گرفته و یکی از آنها آرزوی خدمت ودیگری خواهان خدمت است که اولی دستان جفت شده خود را در اختیار طرف مقابل قرار داده و در واقع تسلیم او می شود. این ریشه در یک سمبولیسم ژرمنی دارد چون هیچ نشانه ای از مسیحیت در آن وجود ندارد.
هوماژ در یک مرحله و قابل تجدید هم نبود .واسال هم به این ترتیب بود که شخصی دست خود را روی کتاب مقدس بگذارد و سوگند می خورد که به ولینعمت خود وفا دار بماند. اربابان صاحب فیف از رعایا. روسای کلیسا ها از کشیشان خود ملزم به سوگند یا تکرار آن می ساختند.انتخاب واسال متناسب با وجوه تمایز در اعتبار اجتماعی و میزان ثروت صورت می گرفت و هرگز واسال ها به صورت یکنواخت و از میان همه ی سطوح جامعه انتخاب نمی گردید .(مارک بلوخ.1363ص 259.ج 1).در واقع واسالگری وابستگی خاصی به طبقات بالای جامعه است ولی به تدریج تحمیل وفای واسالی خانگی از بین رفت و رفته رفته افراد نمی توانستند وفای خود را تسلیم ارباب نمایند.
بنفیت وفیف
استعمال کلمه بنفیت برای تعریف اراضی اهدایی در برابر خدمات و به ویژه خدمات واسال تا اوایل قرن دوازدهم همچنان در دفاتر ثبت محاسبات .خزانه داری ونیز وقایع نامه ها ادامه داشت.(مارک بلوخ.1363.ص288.ج1)
مقصود از فیف
واگذاری مالکیت زمینی بود که نه در برابر تعهد پرداخت چیزی بلکه در برابر تعهد انجام کاری صورت می گرفت (مارک بلوخ.1363.ص292.ج1). در دوره اول فئودالینه در تمام سطوح جامعه واگذاری اراضی معمول شده بود .و این عمل با نظام اجتماعی و روش زندگی مردمی که خود را به حمایت دیگری می سپردفرق می کرد چنان که زمین هایی که یک دهقان همراه با بهره مالکانه نقدی . پولی یا جنسی به ارزش آن پول به او پس می داد می شد. از لحاظ نظری هر مالی می توانست فیف باشد ولی در عمل هر جا فیف و واسالی در میانبود جایگاه اجتماعی و طبقاتی واسال محدودیت هایی برای آن تحمیل می کرد.واگذاری یک فیف در ازای بیعت و پیمان وفاداری انجام می گرفت در اینصورت عمر طبیعی آن به اندازه دوام آدم بود که علت وجودی آن را هم تشکیل میداد.
در دوران فئودالیته به جز مورد بردگی که امری بدیهی بود مناسبات تحت الحمایگی در تمام سطوح جامعه بدون برخورد با مشکلی متوقف یا ملغی می شد. بسیار بوده است موارد اطاعت یک مرد که در عمل به پیوندی مادام العمر یا موروثی تبدیل شده باشد . برای روابط انسانی و ارضی طبقه بندی معین و مستحکمی هم وجود نداشت که برای مناسبات فردی چهار چوب معینی پدید آورد. در یک رژیم تکامل یافته فئودالی قاعدتا" همه اراضی می بایستی یا فیف باشد یا ملک رعیتی و به تبع این انسان ها هم یا واسال بودند یا سرف.
مانورها
از لحاظ اقتصادی از همان ابتدا دارای اهمیت درجه اول بودند. ارباب در این زمین ها از طریق اختصاصی توسط ساکنان این زمین ها که رعایای ارباب به حساب می آمدند عواید خود را بدست می آورد . ارباب برای گرفتن مالیات و بهره کشی و خدمات انسانی در این نوع از مالکیت آزادانه عمل می کردند به این خاطر است که از درجه اقتصادی حائز اهمیت بود.شیوه توسعه مانورها به وسیله قراردادها شکل گرفت ولی بعضی از قراردادهای خشن باعث ضعف دهقانان می شد.(مارک بلوخ.1363ص413.ج1)
وابستگی مزارع دهقانی از طریق پرداخت اجاره زمین به ارباب ابراز می شد.جوامع شهری تابع رژیم مانوری بودند . وقتی قصه های پیروزی شهریان به دهقانان می رسید جذب این امتیازات می شدند(مارک بلوخ.1363.ص469.ج1).ولی این وضعیت اربابان را نگران کرده و به همین دلیل با پرداخت پول به آنها توانسته بودند در وضعیت اقتصادی آنها تعدیل نمایند و دهقانان هم امتیازات خوبی بدست آوردند.


تشابهات نظام ارباب و رعیتی با فئودالیسم اروپا
در ایران دوره صفوی نظام ارباب و رعیتی نظامی بود که شاهدر رأس هرم بود و دهقانانو مردم عادی در قاعده هرم و برای رونق تولید زمین های خود را با تحمیل به زارعان داده که بر روی زمین هایشان کار کنند وآنها را تحت فرمان خود در آورده و در واقع ارباب و رعیتی را شکل دهند .در نظام فئودالی قرون وسطی به این شکل که در ایران بود شاه و روسای کلیسا و اشراف فئودال در رأس جامعه بودند و از طبقات اجتماعی مردم که شامل فیف و سرف بودند به بندگی و بردگی گرفته و زمین هایی را به آنان واگذار کرده و در آخر بهره مالکانه به سود فئودال ضبط می شد

تفاوتهای فئودالیسم اروپایی و نظام زمی داری ایران دوره صفوی
نظر به اینکه در ایران عصر صفوی مذهب شیعه حاکم بود . شیوه ای که بر زمین دار ی ایران تأثیر گذاشته بود که از صدر اسلام و همچنین توسط سلجوقیان نشأت گرفته بود و این نوع زمین داری اقطاع نام داشت . از روش اقطاع گاهی به عنوان فئودالیسم یاد شده و حال آنکه مقتضیاتی که مایه ایجاد وپیشرفت اقطاع داری گشته با آنچه که هنگام توسعه وتکامل فئودالیسم در مغرب اروپا وجود داشته با هم متفاوت است. فئودالیسم غربی و اقطاع شرقی دو روش کاملا" متفاوت از هم هستند که مخصوصا" در مورد ایران این نکته را روشن می کند که فئودالیسم هیچ ربطی به اسلام نداشته و حتی از لحاظ روش تعهدات . اسلام وغرب کاملا" متفاوت از هم عمل می کنند.

نتیجه گیری
نظام اجتماعی در ایران عصر صفوی به صورت بزرگ مالکی یا دیوانسالارانه اداره می شد در این نظام هم اقتصاد و هم اجتماع تحت تأثیر مالکیت اربابان و حتی خود شاه بودند .نوع مالکیت عمدتا" از نوع خالصه ووقفی بود . در این دورهایجاد روابط ارباب و رعیتی باعث شده بود که زندگی کشاورزان تحت تأثیر شرایط اقلیمی ایران که از لحاظ جغرافیایی هم بی تأثیر نبود محوریت داشته باشد . زارعان و دهقانان که از طبقات اجتماعی پایین ایران بودند تحت تأثیر این نظام توسط اربابان خود برای کارهای زراعی با دادن بهره مالکانه با توجه به موقعیت و شرایط زمین مزد خود را دریافت کنند .همین طور در نظام فئودالی که ابتدای آن از قرن پنجم و تکامل آن در قرن یازده و پانزده و زوال آن در قرون پانزده تا هفده مشاهده می کنیم .نظامی است بر پایه برده داری و زمین داری که مالکان . شاهان و ارباب کلیساها بودند و طبقات اجتماعی چون هوماژ واسال و فیف و مانورها در دوران اول فئودالیته تشکیل شدند و هر طبقه با نوعی سوگند و وفاداری که به ارباب خود داشت توانسته بود در شکل گیری فئودال نقش داشته باشد .فئودالها که لرد نامیده می شدند برای اداره زمین های خود زمین را به واسال ها واگذار می کردند و از این طریق از رعیت خود بهره کشی کنند و سود حاصل از زمین بین فئودال یا لرد و واسال ورعیت تقسیم می شد. زمین هایی که در اختیار فیف قرار گرفته بود موروثی بود و به این ترتیب فئودالیته به عنوان سازمان اجتماعی که دارای خلق و خو ومناسبات انسانی خاص خود بود خلق گردید.

منابع
1.ا.ک.س.لمبتون.1377. مالک وزارع. ترجمه منوچهر امیری.تهران. انتشارات علمی وفرهنگی
2.راجر سیوری . 1372.ایران عصر صفوی.ترجمه کامبیز عزیزی.تهران.نشر مرکز
3.مارک بلوخ. 1363.جامعه فئودالی.حروفچینی پیشگام چاپخانه فاروس ایران جلد اول و دوم